سالها بود تو را میکردم - هر شب تا به سحر دعا یاد داری که به من میدادی - درس آزادگی و مهر و صفا همه کردند چرا من نکنم - وصف روی گل زیبای تو را تا دسته فرو خواهم کرد - خنجر خود به گلوگاه نگاه تو اگر خم نشوی تو نرود - قد رعنای تو از این درگاه ////////
خانه ی دوست کجاست؟
نظرات شما عزیزان:
در فلق بود که پرسید سوار
اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است
ودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی
وترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور
واز او می پرسی
خانه ی دوست کجاست؟
Pink Girls |